ره نگار/ شب 7 تیر ماه 1360 یکبار دیگر ددمنشان جهانخوار بر قامت استوار مردان خدا از پشت خنجر کوفتند و به گمان خود کوشیدند که میدان را تهی کنند و قامت استوار ملتی را که چنین بپا خاسته است در هم شکنند؛ اما هر قطره خونی که چکید، گواه پایدار جنایت جهانخواران شد و هر مردی که در خون غلطید هزار مرد، استوارتر و مصممتر راهی میدان کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ره نگاران؛ به نقل از خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا؛ سال 1360 کشورمان رویدادهای مهمی از تاریخ دهه آغازین انقلاب اسلامی را به خود دیده است، فرار خفت بار رجوی و بنیصدر، ترور نافرجام آیتالله خامنهای، انفجار دفتر حزب جمهوری، انفجار نخست وزیری، درگیریهای خیابانی مسلحانه و لطمات جنگ ناجوانمردانه که بر ملت وارد می شد، همه وقایعی بودند که مقاومت ملت ایران را به رخ جهانیان میکشید.
انفجار تروریستی 7 تیر ماه 1360 از بزرگترین انفجارهای تروریستی تاریخ جمهوری اسلامی ایران است كه طی آن آیتالله بهشتی و 72 تن از مسئولان نظام كه عمدتا از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند ترور شده و به شهادت رسیدند.
در این گزارش به بازخوانی این فاجعه بزرگ میپردازیم:
شب 7 تیر ماه 1360 یکبار دیگر ددمنشان جهانخوار بر قامت استوار مردان خدا از پشت خنجر کوفتند و به گمان خود کوشیدند که میدان را تهی کنند و قامت استوار ملتی را که چنین بپا خاسته است در هم شکنند؛ اما هر قطره خونی که چکید، گواه پایدار جنایت جهانخواران شد و هر مردی که در خون غلطید هزار مرد، استوارتر و مصممتر راهی میدان کرد؛ میدانی که نیروی اهریمنی باطل در برابر حق جز شکست ره بجائی نخواهد جست.
عزل بنی صدر و انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
روز سهشنبه 30 /3 /1360 طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر در مجلس شورای اسلامی بررسی و با 177 رای موافق، 12 رای ممتنع و یک رای مخالف تصویب شد و روز اول تیرماه، حضرت امام خمینی(ره) حکم عزل بنیصدر را از مقام ریاست جمهوری صادر کردند.
سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع، در 30 خرداد 1360، اعلام كرد كه فعالیتهای این سازمان وارد فاز نظامی شده است، موج این فعالیتها به قدری گسترده بود كه از مردم عادی در كوچه و خیابان تا مسوولین شاخص نظام را در بر گرفت.
در جریان حادثه انفجار مسجد ابوذر كه روز قبل از فاجعه هفتم تیر به وقوع پیوست رهبر معظم انقلاب از ناحیه كتف راست مصدوم شدند و رگها و اعصاب دست راست ایشان نیز قطع شد.
یک روز پس از سوء قصد به جان رهبر معظم انقلاب در ششم تیر ماه 1360، در ساعت 20 و 30 دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه 1360، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
روز هفتم تیر 1360 بر اثر انفجار بمب نیرومندی در سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی، آیتالله بهشتی رئیس دیوان عالی كشور همراه با 72 تن از شخصیتهای سیاسی و مذهبی(وزیر، معاون وزیر، نماینده مجلس)كشور به شهادت رسیدند.
این حادثه از جمله اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب محسوب میشود؛ شهید بهشتی در اجلاس دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی همراه با جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات دولتی از جمله معاونین وازرتخانهها در حال تبادل نظر با یكدیگر در زمینه مشكلات كشور بودند.
حادثه هفتم تیر شش روز پس از عزل بنیصدر از ریاست جمهوری و یك ماه قبل از فرار وی و مسعود رجوی سركرده سازمان مجاهدین خلق به فرانسه صورت گرفت، سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری عضو كادر مركزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود كه «روز هفتم تیر» كار یكسره خواهد شد.
وی روز ششم تیر نیز مجدداً به بعضی متهمین دستگیر شده سازمان تأكید كرده بود كه فردا یعنی روز 7 تیر 1360، كار نظام اسلامی تمام است.
در جلسه روز هفتم تیر پس ازتلاوت آیاتی از كلامالله مجید و اعلام برنامه، شهید آیتالله بهشتی آغاز سخن کرد؛ بحث روز درباره تورم بود اما عدهای از حاضران مجلس خواسته بودند كه راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز بحث شود.
شهید بهشتی نیز در این زمینه سخنانی ایراد كرد و براساس نوار ضبط شده از اظهارات ایشان، آخرین جملات مشارالیه در لحظات قبل از انفجار چنین بود:
“ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برایمان مهره سازی كنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش كنیم كسانی را كه متعهد به مكتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمیگیرند انتخاب شوند.”
بازخوانی ترور/عامل انفجار که بود؟
عامل انفجار هفتم تیر، فردی به نام “محمدرضا كلاهی” دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود كه پس از پیروزی انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار كمیته انقلاب اسلامی خیابان پاستور شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهوری اسلامی راه پیدا كرد. وی در حزب به عنوان مسئول دعوتها برای كنفرانسها و میزگردها و جلسات فعالیت داشت ضمن این که عهده دار مسئولیت حفاظت حزب نیز بود.
وی بمب را با كیف دستی خود به داخل جلسه حزب جمهوری اسلامی واقع در نزدیكی چهارراه سرچشمه تهران انتقال داد و دقایقی قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج شد. پس از انفجار نیز مدتی در منزل یكی از اعضای سازمان متبوع خود مخفی و نهایتاً از طریق مرزهای غربی كشور به عراق گریخت. وی در عراق با یكی از اعضای سازمان منافقین ازدواج كرد. اما در 1370 در فهرست اعضای «مسئلهدار» سازمان قرار گرفت، در 1372 از سازمان جدا شد و در 1373 از عراق به آلمان گریخت.
در فاجعه هفتم تیر علاوه بر شهید آیتالله بهشتی رئیس دیوان عالی كشور، 72 نفر دیگر از جمله 4 وزیر، چند معاون وزیر، 27 نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.
امام خمینی(ره) در پیامی كه به این مناسبت فرمودند: «این كوردلان مدعی مجاهدت برای خلق، گروهی را از خلق گرفتند كه از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند. امام تأكید كردند «بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.»
پیام امام خمینی(ره) در رابطه با فاجعه 7 تیر
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
“ملتی كه برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احكام قرآن مجید و كوتاه كردن دست جنایتكاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی، قیام نموده است و به خود باكی راه نمیدهد كه دست جنایت ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتكار حرفهای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند مگر شهادت ارثی نیست كه از موالیان ما كه حیات را عقیده و جهاد میدانستند و در راه مكتب پر افتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود، از آن پاسداری میكردند به ملت شهید پرور ما رسیده است، مگر عزت و شرف و ارزشهای انسانی گوهرهای گرانبهایی نیستند كه اسلام صالح این مكتب عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگهبانی از آن وقف نمودند.
مگر ما پیروان پاكان سرباخته در راه هدف نیستیم كه از شهادت عزیزان خود به دل تردیدی راه دهیم، مگر دشمن قدرت آن دارد كه با جنایت خود مكارم و ارزشهای انسانی شهیدان عزیز ما را از آنان سلب كند، مگر دشمنان فضیلت میتوانند جز این خرقه خاكی را از دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند.
بگذار این ددمنشان كه جز به (من) و ماهای خود نمیاندیشند (یاكلون كما تاكل الانعام)، عاشقان راه خدا را از بند طبیعت رهانده و به فضای آزاد جوار معشوق برسانند. ننگتان باد ای تفالههای شیطان، و عارتان باد ای خود فروختگان به جنایتكاران بین المللی كه در سوراخها خزیده و در مقابل ملتی كه در برابر ابرقدرتها برخاسته است به خرابكاریهای جاهلانه پرداختهاید، عیب بزرگ شما و هوادارانتان آن است كه نه از اسلام و قدرت معنوی آن و نه از ملت مسلمان و انگیزه فداكاری او اطلاعی دارید.
شما ملتی را كه برای سقوط رژیم پلید پهلوی و رها شدن از اسارت شیطان بزرگ، دهها جوان عزیز خود را فدا كرد و با شجاعت بیمانند ایستاد و خم به ابرو نیاورد نشناختهاید.
شما ملتی را كه معلولاتشان در تختهای بیمارستانها آرزوی شهادت میكنند و یاران را به شهادت دعوت میكنند، نشناختهاید. شما كوردلان با آنكه دیدهاید با شهادت رساندن شخصیتهای بزرگ صفوف فداكاری در راه اسلام فشردهتر و عزم آنان مصمتر میشود، میخواهید با به شهادت رساندن عزیزانی چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و كابینه با حربه ناسزا و تهمتهای ناجوانمردانه حمله كردید كه آنها را از ملت جدا كنید و اكنون كه آن حربه از كار افتاد و كوس رسوائی همهتان بر سر بازارها زده شد در سوراخها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زدهاید كه به خیال خام خود ملت شهید پرور و فداكار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمیدانید كه در قاموس شهادت واژه وحشت نیست.
اكنون اسلام به این شهیدان و شهید پروران افتخار میكند و با سرافرازی همه مردم را دعوت به پایداری مینماید و ما مصمم هستیم كه روزی رخش به بینیم و این جان كه از اوست تسلیم وی كنیم.
ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بیگناه بعدد شهدای كربلا از دست داد، ملت ایران سرافراز است كه مردانی را به جامعه تقدیم میكند كه خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمین كرده بودند و دشمنان خلق، گروهی را شهید نمودند كه برای مشورت در مصالح كشور گردهم آمده بودند، ملت عزیز، این كوردلان مدعی مجاهدت برای خلق، گروهی را از خلق گرفتند كه از خدمتگزاران فعال و صدیق بودند.
بهشتی مظلوم خار چشم دشمنان بود
گیرم شما با دكتر بهشتی، كه مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و به خصوص شما بود، دشمنی سرسختانه داشتید، با بیش از 70 نفر بیگناه كه بسیارشان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان كشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید، جز آنكه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف كنان چپاولگران شرق و غرب میباشید، ما گر چه دوستان و عزیزان وفاداری را از دست دادیم، كه هر یك برای ملت ستمدیده استوانه بسیار قوی و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گر چه برادران بسیار متعددی را از دست دادیم كه (اشداء علی الكفار رحماء بینهم) بودند و برای ملت مظلوم و نهادهای انقلابی سدی استوار و شجره ای ثمربخش بشمار میرفتند، لكن سیل خروشان خلق و امواج شكننده ملت با اتحاد و اتكال به خدای بزرگ هر كمبودی را جبران خواهد كرد.
ملت ایران با اعتماد به قدرت لایزال قادر متعال همچون دریائی مواج به پیش میرود و در مقابل ابرقدرتها وتفالههای آنان با صفی مرصوص ایستاده است و شما درماندگان عاجز را كه در سوراخها خزیدهاید و نفسهای آخر را میكشید به جهنم میفرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه این كشور و ملت است.
اینجانب بار دیگر این ضایعه عظیم را به حضور بقیة الله ارواحنا الفداء و ملتهای مظلوم جهان و ملت رزمنده ایران تبریك و تسلیت عرض میكنم.
من با بازماندگان شریف و عزیز این شهدا در غم و سوگ شریك و رحمت واسعه خداوند رحمان را برای این مظلومان و صبر و شكیبایی رابرای بازماندگان محترم آنان از درگاه خداوند متعال خواستارم. رحمت خدا و درود بی پایان ملت بر شهدای انقلاب از پانزده خرداد 42 تا 7 تیرماه 60 و سلام و تحیت بر مظلومان جهان و مظلومان ایران در طول تاریخ.”
روح الله الموسوی الخمینی
نهم تیرماه 1360
دیدگاه رهبر فرزانه انقلاب در مورد شهید بهشتی
“مقام معظم رهبری” در مورد حادثه هفتم تیر سال 1360 گفتند: “یک جمله درباره حادثه هفتم تیر عرض کنیم و آن این است که شاید از همه ابعاد متعددی که این حادثه داشت، این بُعد جالبتر باشد که این حادثه، نشان داد که ضربههای سهمگینی از این قبیل هم حتّی نمیتواند به استحکام بنای جمهوری اسلامی که به ایمان و حضور مردم تکیه کرده است، خللی وارد کند. این حادثه، حادثه کوچکی نبود. چنین حادثهای در هر نقطه دنیا کافی است برای فرو ریختن یک نظام. این همه اشخاص مؤثر، مهم، خوش فکرو مبارز به دست جنایت کار تروریست ها در یک لحظه از بین بروند ونظام آن را تحمل کند و از آن، وسیلهای برای استحکام هر چه بیش تر خود به وجود بیاورد. این چیز شگفت آوری بود. این برکت حضور و ایمان مردم، به برکت استحکام ساخت درونی نظام اسلامی بود و به فضل پروردگار، همیشه همین طور خواهد بود.”







































































