لاهیجان هاب تخصصی صنعت چای می‌شود
لاهیجان هاب تخصصی صنعت چای می‌شود
ره‌نگاران/ لاهیجان سال‌هاست با چای شناخته می‌شود، اما حالا مسئله فراتر از نام و پیشینه است، شهری که می‌تواند با اتصال باغ، صنعت، فناوری، گردشگری و بازار، از «پایتخت چای ایران» به هاب تخصصی صنعت چای کشور تبدیل شود.

اختصاصی- ره‌نگاران/ لاهیجان سال‌هاست با چای شناخته می‌شود، اما حالا مسئله فراتر از نام و پیشینه است، شهری که می‌تواند با اتصال باغ، صنعت، فناوری، گردشگری و بازار، از «پایتخت چای ایران» به هاب تخصصی صنعت چای کشور تبدیل شود.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ره‌نگاران-فاطمه لطیفی: چای در گیلان فقط یک محصول کشاورزی نیست، بخشی از جغرافیا، اقتصاد و حافظه این سرزمین است، اما فاصله میان «تولید چای» و «خلق ثروت از چای» همچنان قابل توجه است. امروز مسئله صنعت چای نه صرفاً افزایش تولید، بلکه تکمیل زنجیره ارزش، جذب سرمایه، توسعه فرآوری، برندینگ، گردشگری و گشودن مسیرهای تازه برای بازار داخلی و صادراتی است. در این میان، لاهیجان با پیشینه تاریخی چای، باغ‌های گسترده، ظرفیت‌های گردشگری و جایگاه شناخته‌شده خود بعنوان پایتخت چای ایران، می‌تواند به کانون یک مدل تازه از سرمایه‌گذاری در صنعت چای تبدیل شود، مدلی که در آن، برگ سبز پایان مسیر نیست، بلکه آغاز یک زنجیره اقتصادی است.

سرمایه‌گذاری؛ حلقه مفقوده ارزش‌آفرینی

اقتصاد چای زمانی معنا پیدا می‌کند که ارزش محصول تنها در مرحله برداشت و فرآوری متوقف نماند. برگ سبزی که از باغ خارج می‌شود، ظرفیت آن را دارد که در چندین مرحله ارزش اقتصادی خلق کند، از فرآوری و بسته‌بندی تا تولید محصولات جدید، برندسازی، تجارت، گردشگری و صادرات.
مسئله امروز گیلان این است که چگونه می‌توان سهم بیشتری از این ارزش را در داخل استان ایجاد و حفظ کرد.
پاسخ را باید در سرمایه‌گذاری هدفمند جست‌وجو کرد، سرمایه‌ای که به جای تمرکز صرف بر ایجاد واحدهای جدید، به سمت نوسازی کارخانه‌ها، ارتقای کیفیت، کاهش ضایعات، فناوری، بسته‌بندی، توسعه بازار و تکمیل حلقه‌های مفقوده زنجیره حرکت کند.

گیلان برای آغاز این مسیر، یک مزیت مهم دارد و آن هم زیرساخت اولیه صنعت از پیش شکل گرفته است. باغ، کارخانه، نیروی انسانی باتجربه، دانش بومی و مهم‌تر از همه، اعتبار نام چای گیلان وجود دارد. بنابراین مسئله، ساختن صنعت از صفر نیست، مسئله، بازطراحی اقتصادی صنعتی است که سال‌هاست وجود دارد.

لاهیجان؛ جایی که نام می‌تواند به برند تبدیل شود

در این میان، لاهیجان جایگاهی متفاوت دارد. چای در این شهر تنها یک محصول نیست، بخشی از هویت جغرافیایی آن است.

اما پرسش مهم این است که آیا این سرمایه هویتی به اندازه کافی به سرمایه اقتصادی تبدیل شده است، که باید گفت؛ خیر.

لاهیجان می‌تواند فراتر از عنوان تاریخی خود حرکت کند و به یک هاب تخصصی صنعت چای تبدیل شود، جایی برای پیوند باغ، صنعت، دانشگاه، فناوری، گردشگری و تجارت باشد و با اتصال این زنجیره‌ها، اقتصاد پویاتری برای خود دست و پا کند.

ایجاد مراکز تخصصی نوآوری چای، آزمایشگاه‌های کنترل کیفیت، واحدهای بسته‌بندی و برندینگ، مراکز آموزش تخصصی و مجموعه‌های فرآوری محصولات جانبی، از جمله مسیرهایی است که می‌تواند سرمایه‌گذاری جدید را به سمت این صنعت هدایت کند.
در چنین مدلی، «لاهیجان» صرفاً نامی روی بسته چای نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از کیفیت، اصالت و تجربه چای ایرانی باشد.

روایتی از باغ تا بازار؛ زنجیره‌ای که باید کامل شود

سرمایه‌گذاری در صنعت چای زمانی اثرگذار است که تمام حلقه‌های زنجیره را ببیند.

نوسازی فرآیند تولید و فرآوری، استفاده از فناوری‌های نوین برای پایش باغ‌ها، مدیریت مصرف آب و نهاده‌ها، افزایش بهره‌وری، توسعه بسته‌بندی‌های استاندارد و ایجاد برندهای رقابتی، می‌تواند فاصله میان تولیدکننده و بازار را کاهش دهد.

از سوی دیگر، صنایع پایین‌دستی نیز ظرفیت قابل توجهی دارند. توسعه فرآورده‌های مبتنی بر چای، عصاره‌ها، ترکیبات گیاهی و محصولات جدید، در صورت برخورداری از توجیه فنی و اقتصادی، می‌تواند وابستگی صنعت به فروش محصول سنتی را کاهش دهد و مسیرهای جدید درآمدی ایجاد کند.
اینجا همان نقطه‌ای است که سرمایه‌گذاری از تزریق منابع به خلق ارزش تبدیل می‌شود.

گردشگری چای؛ اقتصادِ تجربه در سرزمین چای

یکی از ظرفیت‌هایی که هنوز می‌توان آن را جدی‌تر دنبال کرد، گردشگری چای است. باغ‌های چای لاهیجان و دیگر مناطق چای‌خیز گیلان، قابلیت آن را دارند که بخشی از مقصد گردشگری استان باشند. گردشگر می‌تواند از باغ بازدید کند، با شیوه برداشت آشنا شود، فرآوری را ببیند، چای را تجربه کند و محصول تولیدشده در همان منطقه را خریداری کند.

در این مدل، یک باغ فقط محل تولید برگ سبز نیست، به یک مقصد گردشگری تبدیل می‌شود و چای نیز از یک کالای مصرفی به یک «تجربه» تبدیل خواهد شد.

این رویکرد می‌تواند برای باغدار، سرمایه‌گذار، فعال گردشگری و اقتصاد محلی درآمدهای مکمل ایجاد کند.

صادرات عبور چای گیلان از مرزهای جغرافیایی

بازار صادراتی نیز یکی دیگر از مسیرهای مهم سرمایه‌گذاری است، اما صادرات پایدار نیازمند محصول استاندارد، بسته‌بندی رقابتی، برند معتبر، ثبات کیفیت و شبکه توزیع است.

چای گیلان اگر قرار است در بازارهای منطقه‌ای حضور پایدار داشته باشد، باید از منطق فروش صرف محصول فاصله بگیرد و با هویت تجاری مشخص وارد بازار شود.
در این مسیر، نام لاهیجان و گیلان می‌تواند یک مزیت باشد، مشروط بر آنکه کیفیت محصول، استاندارد تولید و اعتبار برند در تمام زنجیره حفظ شود.

سرمایه‌گذاری بدون باغدار، پایدار نیست

اینطور که مسلم است، هر برنامه‌ای برای توسعه صنعت چای باید از باغدار آغاز شود.

احیای باغ‌ها، افزایش بهره‌وری، مکانیزاسیون متناسب، آموزش، کاهش هزینه‌های تولید و ایجاد مدل‌های همکاری شفاف میان باغدار و کارخانه، از الزامات پایداری این صنعت است.
اگر قرار باشد ارزش افزوده صنعت افزایش یابد اما سهم حلقه نخست زنجیره تقویت نشود، توسعه صنعت در بلندمدت با مشکل مواجه خواهد شد.

برگ سبز، آغاز راه است

چای گیلان امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که می‌تواند میان دو مسیر انتخاب کند، ادامه یک اقتصاد عمدتاً سنتی یا حرکت به سمت یک زنجیره مدرن، چندلایه و ارزش‌آفرین.

گیلان ظرفیت باغ، تجربه، اقلیم و نام را دارد، لاهیجان نیز سرمایه هویتی و گردشگری چای را در اختیار دارد. آنچه بیش از هر چیز نیاز است، اتصال این ظرفیت‌ها به سرمایه، فناوری، بازار و ایده‌های تازه است.

آینده صنعت چای را نباید فقط با تعداد هکتار باغ یا میزان تولید سنجید، شاخص مهم‌تر این است که از این تولید، چه میزان ارزش افزوده، اشتغال، برند و ثروت محلی خلق می‌شود.

چای گیلان سال‌هاست سبز می‌ماند، اکنون وقت آن است که این سبزی، در اقتصاد استان نیز به ثمر بنشیند.

  • نویسنده : فاطمه لطیفی
  • منبع خبر : پایگاه خبری ره‌نگاران