«شعر فارسی» ظرافتی که قرن‌ها از یاد نرفته است
«شعر فارسی» ظرافتی که قرن‌ها از یاد نرفته است
ره‌نگاران/ شعر فارسی قرن‌هاست زنده مانده، اما نه فقط به اعتبار وزن و قافیه، راز ماندگاری‌اش در همان ظرافتی است که یک واژه را از معنای ساده‌اش عبور می‌دهد و به خاطره، عشق، هویت و اندیشه بدل می‌کند. ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی، بهانه‌ای برای دوباره دیدن این ظرافت در آینه شعر شهریار است.

ره‌نگاران/ شعر فارسی قرن‌هاست زنده مانده، اما نه فقط به اعتبار وزن و قافیه، راز ماندگاری‌اش در همان ظرافتی است که یک واژه را از معنای ساده‌اش عبور می‌دهد و به خاطره، عشق، هویت و اندیشه بدل می‌کند. ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی، بهانه‌ای برای دوباره دیدن این ظرافت در آینه شعر شهریار است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ره‌نگاران–فاطمه لطیفی: در تقویم رسمی ایران، ۲۷ شهریور تنها یک تاریخ نیست، روزی است که نام «شعر و ادب فارسی» با نام استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، شهریار گره خورده است، شاعری که شعر را از برج عاج کلمات پایین آورد و به متن زندگی مردم برد، از «حیدربابایه سلام» تا غزل‌های فارسی، از زبان مادری تا زبان ملی، از خاطره روستا تا تنهایی انسان معاصر. انتخاب روز درگذشت شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی، بیش از آنکه صرفاً بزرگداشتی برای یک شاعر باشد، نشانه‌ای از جایگاه شاعری است که توانست در مرز میان زبان‌ها، فرهنگ‌ها و عاطفه‌ها بایستد و از شعر، پلی برای پیوند انسان با خویشتن بسازد.

شعر فارسی را اگر تنها در قافیه و ردیف و وزن خلاصه کنیم، مهم‌ترین بخش آن را ندیده‌ایم. ظرافت شعر فارسی، پیش از آنکه در آرایش واژه‌ها باشد، در کشف رابطه پنهان میان واژه و جهان است، در اینکه چگونه یک شاعر می‌تواند از «باران» فقط باران نگوید، از «پنجره» فقط پنجره، از «مادر» تنها یک نسبت خانوادگی و از «وطن» صرفاً یک جغرافیا را مراد نکند. شعر فارسی هنرِ چندلایه سخن گفتن است، هنری که در آن یک کلمه می‌تواند همزمان حامل تصویر، خاطره، اندیشه، عاطفه و تاریخ باشد.

شاید همین است که پس از قرن‌ها، هنوز یک بیت حافظ می‌تواند در خلوت یک انسان امروزی طنین بیندازد، سعدی هنوز درباره انسان سخن می‌گوید، مولانا هنوز پرسش‌های بی‌پاسخ روح را دنبال می‌کند و فردوسی هنوز در حافظه ایرانیان، روایتگر شکوه زبان و فرهنگ این سرزمین است.

اما شعر فارسی فقط میراث گذشتگان نیست، رشته‌ای زنده است که از قرن‌ها عبور کرده و به امروز رسیده است.

در این میان، شهریار جایگاهی متفاوت دارد. او شاعری است که زندگی و شعرش را نمی‌توان از تجربه زیسته مردم جدا کرد. شهریار، برخلاف تصویری که گاه از شاعران کلاسیک در ذهن ساخته‌ایم، شاعری دور از مردم نبود. در شعر او، عشق، فراق، مادر، شهر، خاطره، ایمان، زبان مادری و رنج‌های انسانی در کنار هم نشسته‌اند.

شهریار توانست در غزل فارسی، با همان ظرافت سنتی، صدای انسان معاصر را وارد کند و در «حیدربابایه سلام» نشان دهد که زبان مادری چگونه می‌تواند از یک زبان محلی فراتر برود و به سندی ادبی از حافظه، فرهنگ و زندگی یک مردم تبدیل شود.

«حیدربابایه سلام» فقط مجموعه‌ای از تصویرهای نوستالژیک نیست، نوعی بازگشت شاعر به سرچشمه‌های هویت است، بازگشت به کوه، روستا، مادر، کودکی، آدم‌ها و خاطراتی که با گذشت زمان نه‌تنها فراموش نمی‌شوند، بلکه به بخشی از حافظه جمعی تبدیل می‌شوند و شاید یکی از مهم‌ترین رازهای ماندگاری شهریار همین باشد، او هم شاعر زبان فارسی بود و هم شاعر زبان مادری.

در جهان شهریار، این دو زبان رقیب یکدیگر نیستند، دو مسیر برای رسیدن به یک حقیقت‌اند. فارسی، افق گسترده‌تر شعر اوست و زبان مادری، ریشه‌های عاطفی آن. از همین منظر، شهریار را می‌توان شاعری دانست که نشان داد هویت فرهنگی، یک مفهوم تک‌لایه نیست، انسان می‌تواند در چند دایره فرهنگی نفس بکشد و از هرکدام، بخشی از خویشتن را پیدا کند، انتخاب نام شهریار برای روز شعر و ادب فارسی نیز از همین منظر معنا پیدا می‌کند.

قرار نیست ۲۷ شهریور فقط روز شهریار باشد، بلکه شهریار در این روز به نشانه‌ای برای بزرگداشت تمام آن چیزی تبدیل شده است که زبان فارسی طی قرن‌ها ساخته و نگه داشته است. نام او در تقویم، پنجره‌ای است برای دیدن فردوسی و حافظ و سعدی و مولانا و ده‌ها شاعر و نویسنده‌ای که ستون‌های بنای ادب فارسی را ساخته‌اند.

اما یک پرسش جدی همچنان باقی است؛ ما امروز با این میراث چه می‌کنیم؟

آیا شعر فارسی را فقط در مناسبت‌ها به یاد می‌آوریم؟ آیا ادبیات را به چند بیت مشهور، چند مراسم رسمی و چند برنامه تقویمی تقلیل داده‌ایم؟ آیا نسل جدید، آن‌گونه که باید، امکان کشف لذت شعر را دارد؟

این پرسش‌ها مهم‌تر از آن است که در روز شعر و ادب فارسی، صرفاً به ستایش گذشته بسنده کنیم.

میراث ادبی زمانی زنده می‌ماند که بتواند با زندگی امروز گفت‌وگو کند. اگر شعر از زندگی مردم فاصله بگیرد، اگر زبان ادبی در حصار تکرار گرفتار شود و اگر نسل تازه احساس کند شعر متعلق به جهان دیگری است، حتی بزرگ‌ترین میراث‌ها نیز در معرض فراموشی قرار می‌گیرند.

  • نویسنده : فاطمه لطیفی
  • منبع خبر : پایگاه خبری ره‌نگاران