رهنگاران/ «معصومه» برخاست، حرکت کرد و راهی منطقهای دوردست شد و تنها تفاوت بنیادین او با پیشینیانش در ماهیت «میدان نبرد» بود.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی رهنگاران؛ نوشین کریمی؛ تاریخ تشیع، با نام زنان اسوهای گره خورده که هر یک در زمانه خود، تعریف جدیدی از هویت زن مؤمن را در برابر جبر تاریخ و جغرافیا نوشتند. این روایت، خطی مستقیم است که از مدینه آغاز میشود، از قم و گیلان میگذرد و در لبنان امروز به اوج میرسد.
حضرت معصومه(س) در قم، فاطمه اخری(س) در گیلان و «معصومه کرباسی» در جبهه مقاومت، هرکدام پاسخی به یک ضرورت تاریخی بودند. آنها نشان دادند زن مسلمان، محصور در هیچ قالب از پیش تعیین شدهای نیست. این نوشتار، با عبور از این سه نقطه عطف، میکوشد نشان دهد چگونه «معصومه کرباسی»، حلقه اتصال این میراث کهن به نیازهای هویتی جهان معاصر بود.
چرا که پیش از تحلیل الگوی سوم، باید ریشههای آن را در خاکستر تاریخ جستجو کرد.
مانند حضرت معصومه(س) در قم که مهاجرت را برای حفظ مکتب انحام داد.
او دختر امام کاظم(ع) و خواهر امام رضا(ع) بود. اما هویت او تنها در نسبت خانوادگی خلاصه نمیشود. هنگامی که امام رضا(ع) به اجبار به مرو فراخوانده شد، حضرت معصومه(س) نیز به امید دیدار برادر به ایران آمد و این سفر، یک حرکت انفعالی نبود؛ یک مهاجرت آگاهانه در دل فضای خفقان و اختناق عباسی بود.
گرچه حضرت معصومه (س) در نهایت در قم رحلت کرد ولی حضورش، آن شهر را به کانون علمی و معنوی شیعه تبدیل کرد. حضورش، «قم» را ساخت و الگوی زنی دانشپرور و محوریت بخش در این جغرافیا شد.
و بانویی همچون فاطمه اخری(س) که با توجه به مجاهدتی که داشت، عمیقا تاثیرگذار بود.
«فاطمه اخری» نیز خواهر امام رضا(ع) بود که به ایران(گیلان) مهاجرت کرد و با آنچه که در روایات محلی آمده، به تبلیغ و ترویج معارف اهل بیت(ع) در منطقهای دوردست پرداخت و این حضور، نشان از رسالت زدودن غربت از تشیع دارد.
او الگوی زن مبلغ و نفوذگر در بافت محلی را نمایندگی میکند که در سکوت و گمنامی، بذر ایمان را در خاکی جدید میکارد.
این دو خواهر، دو وجه مکمل از یک حقیقت را نشان میدهند و آن این است که زن شیعه، هم میتواند کانون علم و زیارت شود مانند حضرت معصومه(س) و هم میتواند پیشقراول تبلیغ در مناطق دوردست باشد مانند فاطمه اخری(س) زیرا، وجه مشترک هر دو، «حرکت» و «تأثیرگذاری فعال» فراتر از حصار خانه است.
و این جریان همچنان ادامه دارد تا امروز، تا «معصومه کرباسی» که وارثِ تمام معصومهها است. زیرا گاهی برای مقاومت، لباس رزم میپوشد و اسلحه به دست میگیرد و گاهی، چادر بر سَر میکند و قدمهای استوارش را در دل خطر، همگام با معشوق، برمیدارد.
چمدانش را پر میکند از علم و راستی و با نجابت پله های اعتقادش را بالا می رود. هم نقش فرزندی را خوب بلد است و هم همسرداری را می داند و هم مادر بودن را می فهمد.
خودش را در حصار غربت پنهان نمی کند و مانند یک زن نجیب و آزاده با حرکت در مسیر حق، با حفظ قداست، ظلمت را از نور خودش روشن می کند.
جنگ را می فهمد و قبل از آن همراه و همدل بودن را باور دارد و در خطرناکترین منطقه جنگی، با حضوری آگاهانه و شرافتمندانه، زیستن را انتخاب می کند چرا که مقاومت را در استمرار، همراهی و، تربیت نسل و حفظ آرمان هایش می داند و رشد میدهد، تا با شکل دهی یک خانواده جهادی، بتواند سنگ بنای تمدن مقاومت را استوارتر، قرار دهد.
آری، «معصومه کرباسی» که توانست برای جهانی پریشان، هویتسازی کند. دقیقا در جهانی که رسانهها تلاش می کنند زن مسلمان را مظلوم و یا افراطی نشان دهند. درحالیکه زن مسلمان، خود انتخابگر مسیرش است و چه بهتر که آن مسیر به شهادت ختم شود.
جهانی که بی وجود زن، مادر و یک عاشق بی معناست و تعادلش در نافرجامی عجیبی غرق می شود و «معصومه» با تولید برکت، شهادت و مکتب دینیاش، با سرمایه وجودی خود و خانوادهاش، بزرگترین کسب وکار یعنی تجارت با خدا را (بر اساس آیه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ…») راه انداخت و بدون شک سرمشق قرار دادن این الگو، جامعه را به سوی تولید ارزشهای ماندگار سوق میدهد.
چرا که میدانیم «معصومه کرباسی»ها یک اسطوره دور از دسترس نیستند و می توانند یک الگوی قابل اقتدا برای نسل امروز باشند. چرا که بخشی از تاریخ علمی، دینی، ادبی و مقاومت ما با نام او گره خورده است.
او برخاست، حرکت کرد و راهی منطقهای دوردست شد و تنها تفاوت بنیادین او با پیشینیانش در ماهیت «میدان نبرد» بود.
میدان «معصومه»، دیگر فقط عرصه علم یا تبلیغ نبود؛ عرصه نبرد فیزیکی و ایدئولوژیک با شرارتی به نام «صهیونیست» بود و ازین رو، شجاعت جهادی زمانه خود را به آن افزود.
با توجه به اینکه همسر و همراه بود، اما این همراهی، یک «تبعیت محض» نبود، بلکه یک اتحاد استراتژیک در یک مأموریت بزرگتر بود.
معصومه روایت ما ثابت کرد که زن مسلمان امروز میتواند در عین حفظ نقشهای ارزشمند خانوادگی، یک فاعل شناسا و مؤثر در عرصه بینالمللی باشد.
او نه در خانه نشست، نه به تقلید از الگوهای غیرخودی پرداخت بلکه «مسئولیت اجتماعی- جهادی» خود را تعریف کرد و این، عصاره الگوی زن مسلمان است. زنی که هویت خود را از مشارکت در دفاع از آرمانی فراملی میسازد.

البته شهادت«معصومه کرباسی» نقطه تحول هویت او از «محلی» به «جهانی» است.
کسی که ترس مرگ و وابستگیهای دنیوی را برای خدمت به آرمانی الهی کنار گذاشت و برای رساندن درد مظلوم در لبنان و غزه و…، از درد خود گذشت چرا که زن ایرانی، خود را مسئول این درد فرامرزی میداند.
نام معصومه کرباسی، امروز برای هر یک از دختران جوان و تحصیل کرده و آزاد اندیشی که در هر نقطه از جهان زیست می کنند و به عدالت میاندیشد، میتواند معنابخش باشد.
مسیر، یکروز می تواند از مدینه و قم و گیلان و لبنان بگذرد و یک روز صدایش را در کل جهان شنید که تکامل الگوی زن شیعه را فریاد میزند.. و این روحیه مسئولیتپذیری، حرکت و تأثیرگذاری در واقع نشان می دهد که «هویت زن مسلمان، نه در واکنش به کسی، بلکه در اقدام برای آرمان خودش تعریف میشود» و این، ماندگارترین پیام است.
- نویسنده : نوشین کریمی
- منبع خبر : پایگاه خبری رهنگاران











































































