قلمم درد می کند..
قلمم درد می کند..
ره نگار/امروز که در نبرد جنگ رسانه با رسانه هستیم، به نرمی حرکت دشمن برای خاموش کردن شعله حضورمان و تحریف آنچه که خود به دنبال آن هستند آگاهیم. اما این آگاهی به قیمت غرور و غیرتی است که گفتند ننویس و نوشت. گفتند بشکن و نشکست، گفتند نباش و بود.

ره نگار/امروز که در نبرد جنگ رسانه با رسانه هستیم، به نرمی حرکت دشمن برای خاموش کردن شعله حضورمان و تحریف آنچه که خود به دنبال آن هستند آگاهیم. اما این آگاهی به قیمت غرور و غیرتی است که گفتند ننویس و نوشت. گفتند بشکن و نشکست، گفتند نباش و بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ره نگاران؛ نوشین کریمی_ روزی را بیاد می آورم که تشنه آموختن بودم و جدال برای رسیدن به حق را مطالبه هر موجود زنده می دانستم.
با بزرگان باسواد و اندیشمندی آشنا شدم که این را راه خوب می شناختند و مویی سپید کرده بودند و همگی دستی بر آتش نوشتن داشتند، و قلم و کاغذ محرم دستانشان بود…
و این شد انتخاب من برای برگزیدن راهی که می توانست سرنوشتم باشد.

آموختم که از مردم بشنوم و از مردم بنویسم، برای آنکه بهتر دیده شوند و بیشتر درد نکشند.

زندگی سراسرش درد است برای عبور از برزخ جهان مادی و تجربه است برای طی نمودن پلکان معراج بندگی.

اما من و همه همکارانم با اختیار دچار این درد عشق شدیم، از یک سو ساختار اشتباه حرفه ای که محتاج آب و نانت می کند و از سویی افتخار حرفه ای که تاب و نامت را بلند فریاد می زند…

البته جان می خواهد، آنجا که درد هموطنی را می بینی تاب بیاوری برای آنکه بایستی و بجنگی و فریاد بزنی تا حقش پایمال نشود.

باور کردیم ما را از جوهره صبر آفریدند تا در صبوری وقت و بی وقت های اعلان های خبری، از شام و ناهار و خواب و خوراکمان بگذریم و پیاده و سواره، آفتاب و باران و بوران را بگذرانیم تا رسالت خویش را سرانجام دهیم.

اما افسوس که جز پاهای خسته و چشمان کم سو شده ما، کسی درد قلم هایمان را احساس نمیکند.

چرا که بارها شرافت و متانت و نجابت همکارانم را در پس درهای بسته و ساعت ها انتظار برای گرفتن یک خبر کوتاه دیده ام.
اما آنان که فخر می فروشند و با حقوق های میلیاردی مسئولیتشان یک روز تعطیلی رسانه ها را تاب نمی آورند، بارها پرداخت همین هزینه های ایاب و ذهاب همکاران رسانه ای را سبک و سنگین کرده اند.

به خشم می آیم، وقتی میدانم همکاری که امروز در بینمان نیست دیروز از درد بی پولی و فقر در زیر خاک سرد آرمیده و همکاری دیگر در بستر بیماری شمارش معکوس روزهای پایانی عمرش را آغاز می کند اما هنوز نجیبانه امروز را (۱۷ مرداد) که پایان زندگی یکی از اعضای خانواده مان است گرامیداشته ایم تا یادمان نرود این علم باید ایستاده بماند.

امروز که در نبرد جنگ رسانه با رسانه هستیم، به نرمی حرکت دشمن برای خاموش کردن شعله حضورمان و تحریف آنچه که خود به دنبال آن هستند آگاهیم. اما این آگاهی به قیمت غرور و غیرتی است که گفتند ننویس و نوشت. گفتند بشکن و نشکست، گفتند نباش و بود.

این آگاهی اگر چه تلخ، اگر چه با درد اما جوشان به دست آمده است.
ما راهی به جز نور نمی شناسیم و در این میان ممنونیم از پیام دلگرم کننده و امیدبخش عزیزانی که به مناسبت سالروز شهادت شهید صارمی که روز خبرنگار نامگذاری شده، یادمان می آورند کسانی قدردان زحمات، وظیفه و رسالتی که برگزیده ایم، هستند.

باشد که نور ببینیم و روشنایی بنویسیم برای ملتی که آفتاب را در انتظارند.

  • نویسنده : نوشین کریمی
  • منبع خبر : پایگاه اطلاع رسانی ره نگاران