رهنگاران/ در حالی که چای شمال از دیرباز نهفقط محصولی اقتصادی، بلکه بخشی از هویت فرهنگی گیلان و مازندران بوده است، امروز باغهای چای زیر سایه گرانی نهادهها، کمبود حمایت و بیثباتی بازار، روزهای دشواری را سپری میکنند و در حال نابودی هستند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی رهنگاران-فاطمه لطیفی: چای برای مردم شمال تنها یک نوشیدنی نیست، بلکه بخشی از زندگی، فرهنگ و هویت آنان است. از لاهیجان تا رودسر و فومن، هزاران خانواده معیشت خود را از برگهای سبز چای تأمین میکنند. صدای قیچی چایچینی در بهار، بوی برگهای تازه در تابستان و بخار سماورهای خانههای گیلانی، همگی یادآور تاریخی است که با تلاش و صبوری چایکاران رقم خورده است.
اما امروز این صنعت دیرپا در سراشیبی فراموشی قرار گرفته است. باغهایی که روزی سرسبز و پرکار بودند، حالا خسته و بیجاناند. کارخانههایی که زمانی با صدای دستگاههای خشککن بیدار میماندند، حالا در سکوت و رکود فرو رفتهاند.
در میانه این وضعیت، سؤال بزرگ این است؛ آیا چای ایرانی هنوز میتواند احیا شود؟!

باغات چای رها میشوند
در دامنههای سبز لاهیجان، حسن نیکفرجام، چایکار ۶۵ سالهای که بیش از نیمقرن از عمر خود را در این حرفه سپری کرده است، میگوید: چای در گذشته مایهی زندگی و آرامش ما بود، اما امروز دخل و خرج آن با یکدیگر نمیخواند. هزینههای تولید بهطور پیوسته افزایش مییابد، در حالیکه نرخ خرید تضمینی ثابت میماند. از سم و کود گرفته تا دستمزد کارگر، همهچیز چند برابر شده است. عشق به این زمین باقی است، اما با عشق نمیتوان زندگی را گذراند.
وی با بیان اینکه در نبود حمایت مؤثر، بسیاری از چایکاران ناگزیر باغهای خود را رها میکنند، افزود: وقتی کشاورز نتواند هزینهی کارگر را بپردازد، چگونه میتواند زمین را زنده نگه دارد؟ بخشی از باغ من هر سال به ناچار حذف میشود، چرا که توان نگهداری آن را ندارم.
زنان چایکاری که دیده نمیشوند
اما صغری محمدی، از زنان فعال در حوزهی چای، با اشاره به نقش زنان در این صنعت اظهار کرد: بیشتر مراحل برداشت و مراقبت از چای به دست زنان انجام میشود، اما زحمت آنان کمتر دیده میشود. اگر حمایت، آموزش و سرمایه در اختیار باشد، ما میتوانیم چای سالم و ارگانیک تولید کنیم. بدون امکانات، این هدف دستنیافتنی است.

بهترین چای جهان بدون برند
در یکی از کارخانههای قدیمی لنگرود، حمیدرضا مؤمنی، مدیر باسابقهی صنعت چای، از چالشهای بازار میگوید: چای ایرانی از نظر کیفیت در تراز جهانی قرار دارد، اما در عرصهی رقابت مغلوب چای خارجی میشود، زیرا در حوزهی بستهبندی، تبلیغات و برندسازی ضعف جدی داریم. وقتی مصرفکننده چای وارداتی را با بستهبندی جذاب میبیند، بهسختی سراغ چای داخلی میرود.
وی با بیان اینکه بخش خصوصی از وعدههای بینتیجه خسته شده است، افزود: تسهیلات دیر پرداخت میشود، نرخ سود بانکی بالا است و سیاست خرید تضمینی شفاف نیست. با چنین شرایطی، تولید پایدار ممکن نخواهد بود.
چای را وارد فناوری کنید
کیوان شریفی، مدیر جوان یکی از کارخانههای تازهتأسیس، بر ضرورت نوسازی تأکید داشته و میگوید: بیشتر ماشینآلات کارخانهها متعلق به دهه شصت است. تولید چای با کیفیت، به فناوری روز نیاز دارد. اگر دولت تسهیلاتی برای نوسازی تجهیزات فراهم کند، کیفیت محصول بالا میرود و مسیر صادرات نیز هموارتر خواهد شد.

چای، سرمایهی ملی
دکتر سارا مجیدی، پژوهشگر حوزه کشاورزی پایدار در گیلان، بر این باور است که چای تنها یک محصول کشاورزی نیست، بلکه «سرمایهای ملی» بهشمار میآید.
وی با بیان اینکه نابودی باغات چای به معنای از دست رفتن بخشی از هویت شمال کشور است، افزود: حفظ و توسعهی چای، به معنای صیانت از اشتغال، محیطزیست و حتی میراث فرهنگی منطقه است.
این فعال حوزه صنعت چای با اشاره به کاهش سطح زیر کشت طی دو دههی اخیر میگوید: در دههی ۱۳۷۰ بیش از ۳۲ هزار هکتار باغ چای فعال بود، اما امروز بخش قابل توجهی از آنها رها یا تغییر کاربری یافتهاند. این زنگ خطری جدی برای آیندهی این صنعت است.
مجیدی با بیان اینکه تدوین برنامهای جامع برای احیای باغات چای ضروری است، گفت: این برنامه باید شامل آموزش کشاورزان، اصلاح الگوی کشت، تسهیل صادرات، بیمهی حمایتی و تقویت صنایع فرآوری باشد. چای باید همانند برنج و زیتون، در ردیف محصولات راهبردی کشور قرار گیرد.
قاسم رجبی، چایکار گیلانی، با انتقاد از تأخیر در پرداختها میگوید: سال گذشته، وجه برگ سبز چای با چند ماه تأخیر پرداخت شد. در حالیکه هزینههای ما روزانه است و بدون نقدینگی، امکان ادامهی کار وجود ندارد. در چنین شرایطی، بسیاری ناچارند به سمت فروش زمین و تغییر کاربری بروند.

گلایه از روبهافزایش ویلاسازی در اراضی کشاورزی
مشکلات چایکاران تنها به نرخ خرید تضمینی محدود نمیشود. افزایش هزینهی نهادهها، رشد دستمزد کارگران فصلی، نبود بیمهی اجتماعی کارآمد و تأخیر در پرداخت مطالبات، همگی حلقههای زنجیرهای هستند که معیشت تولیدکنندگان را در تنگنا قرار دادهاند.
قاسم رجبی، چایکار گیلانی، با انتقاد از تأخیر در پرداختها میگوید: سال گذشته، وجه برگ سبز چای با چند ماه تأخیر پرداخت شد. در حالیکه هزینههای ما روزانه است و بدون نقدینگی، امکان ادامهی کار وجود ندارد. در چنین شرایطی، بسیاری ناچارند به سمت فروش زمین و تغییر کاربری بروند.
وی با بیان اینکه روند روبهافزایش ویلاسازی در اراضی کشاورزی، تهدیدی جدی برای آیندهی چای شمال است، افزود: سیاستگذاران باید با برنامهریزی دقیق، از این تغییر کاربریها جلوگیری کنند.

ضرورت حمایت دولت و چشمانداز آیندهی چای ایرانی
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که احیای صنعت چای نهتنها موجب رونق کشاورزی شمال کشور خواهد شد، بلکه به تعادل بازار اشتغال، کاهش واردات و تقویت امنیت غذایی نیز کمک میکند.
مهندس بهروز نادری، از کارشناسان پیشین سازمان چای کشور، در اینباره میگوید: باید نگاه سنتی به چای تغییر کند. در جهان امروز، کشاورزی بدون فناوری و اقتصاد معنا ندارد. اگر به چای بهعنوان صنعتی مدرن بنگریم، میتوانیم از مسیر فرآوری، بستهبندی و صادرات، ارزش افزودهی چشمگیری ایجاد کنیم.
به گفته وی، باغات چای، نهتنها ریههای سبز گیلان هستند، بلکه ستون معیشت هزاران خانوادهاند. حمایت از این بخش باید از حالت مقطعی خارج و در قالب برنامهای ۱۰ ساله و راهبردی دنبال شود.
احیای چای، احیای زندگی در شمال کشور است
چای، تنها برگ سبزی نیست که در دل زمین میروید؛ نماد پایداری، تلاش و هویت مردم گیلان است. با این حال، در سایهی بیبرنامگی، مشکلات اقتصادی و غفلت سیاستگذاران، این میراث گرانسنگ هر روز ضعیفتر میشود. حفظ و توسعهی باغات چای، بهمعنای حفظ نفسهای شمال، اشتغال جوانان و دوام فرهنگی یک سرزمین است.
- نویسنده : فاطمه لطیفی
- منبع خبر : پایگاه خبری رهنگاران








































































