رهنگاران/ در منطقهای که کمبود آب به مسئلهای امنیتی و حیاتی تبدیل شده، تعامل میان ملتهای همحوضه دیگر یک گزینه سیاسی نیست، بلکه ضرورتی برای بقا و توسعه پایدار است. دیپلماسی آب بهعنوان ابزاری برای تبدیل اختلافها به همکاری، زمانی کارآمد میشود که رسانهها روایت مشترک، شفافیت اطلاعاتی و گفتمان همزیستی را برجسته سازند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی رهنگاران؛ فاطمه لطیفی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت؛ آب در جهان امروز، نهفقط یک منبع زیستی، بلکه یک مسئله امنیتی، سیاسی و فرهنگی است، مسئلهای که میتواند عامل همگرایی یا شکاف، صلح یا تنش میان ملتهایی باشد که در یک حوضه آبریز مشترک زندگی میکنند. منطقه ما، چه در حوزه خزر و ارس، چه در دجله و فرات، چه در حوزههای آبریز کوچکتر، نمونه آشکاری از پیوند عمیق سرنوشت ملتها با جریان آب است. اما آنچه میتواند اختلافهای بالقوه را به همکاری بالفعل تبدیل کند، دیپلماسی آب است، نوعی تعامل چندبعدی که فراتر از قراردادهای فنی، به لایههای فرهنگی، رسانهای و اجتماعی نیز تکیه دارد.

دیپلماسی آب زمانی موفق است که «روایت مشترک» میان ملتها ساخته شود، روایتی که رسانهها میتوانند ستون اصلی آن باشند.
رسانهها با ایجاد درک مشترک از بحرانها، انتقال تجربهها، کاهش سوءتفاهمها و تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی، نقش بیبدیلی در تبدیل آب به فرصت همکاری دارند. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که پیش از امضای توافقنامههای رسمی، این «افکار عمومی» بوده که مرزهای ذهنی را جابهجا کرده و مسیر مصالحه را هموار ساخته است.
در منطقه ما، جایی که کمبود آب با تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و مدیریت ناپایدار تشدید شده، رسانهها نهتنها باید آگاهیبخشی کنند، بلکه باید زمینه گفتوگو را نیز فراهم آورند. مطرح کردن موضوعاتی مانند حقابههای تاریخی، اثرات سدسازی گسترده، مهاجرت اقلیمی و آینده امنیت غذایی، در فضایی حرفهای و غیرهیجانی، میتواند به شکلگیری تصویری واقعگرایانه و علمی از مسئله آب کمک کند. رسانهها باید از بازتولید رویکردهای ملیگرایانه تند که آب را به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل میکند، پرهیز کنند و در مقابل، «گفتمان همکاری» را برجسته سازند.
صدای همکاری میان ملتهای همحوضه، یک انتخاب رسانهای است.

وقتی رسانهها به جای روایتهای تقابلی، روایتهای همکاری را بازتاب میدهند، مردم میپذیرند که امنیت و رفاه آبی یک معادله برد–برد است. آب ماهیتاً سیال است و مرز سیاسی نمیشناسد، همین ویژگی باعث شده که هرگونه مدیریت پایدار، به همکاری فرامرزی نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی رسانهها میتوانند ارتباط دانشگاهیان، متخصصان آب، نهادهای مدنی، کشاورزان و حتی فعالان محیطزیست را با جامعه تقویت کنند و از طریق تولید محتواهای تحلیلی، مستندهای تحقیقی، گفتوگوهای چندجانبه و گزارشهای میدانی، لایههای مختلف مسئله را برای افکار عمومی قابل درک سازند.
امروز در بسیاری از حوضههای مشترک منطقه، نبود شفافیت اطلاعاتی یکی از اصلیترین ریشههای بیاعتمادی است. رسانهها با مطالبهگری حرفهای، میتوانند دولتها را به ارائه دادههای دقیق درباره میزان برداشت آب، ذخایر سدها، طرحهای انتقال و اثرات زیستمحیطی ملزم کنند. این شفافیت، خود یکی از پایههای دیپلماسی آب است. هرچه اطلاعات دقیقتر و در دسترستر باشد، امکان سوءتفاهم کمتر و احتمال توافق بیشتر میشود.
از سوی دیگر، رسانهها باید نقش پل ارتباطی بین ملتها را ایفا کنند. انتشار گزارشهایی از تجربههای موفق همسایگان، معرفی پروژههای مشترک، انعکاس دغدغههای مردم دو سوی مرز و استفاده از زبان غیرتنشآلود، میتواند دیپلماسی آب را از سطح دولتی به سطح اجتماعی گسترش دهد. تجربههای جهانی ثابت کرده که دیپلماسی آب هرگاه به سرمایه اجتماعی متکی شده، پایدارتر و کمهزینهتر بوده است.
در نهایت، همزیستی آبی یک ضرورت تاریخی است، نه یک انتخاب سیاسی.

منطقهای که با بحران آب روبهروست، ناچار است آینده خود را بر پایه همکاری تنظیم کند. رسانهها در این میان، نقش «سازنده آینده» را دارند؛ آیندهای مبتنی بر گفتوگو، برابری در بهرهبرداری، حفاظت از اکوسیستمها و نگاه بینالمللی به منابع مشترک.
اگر قرار است آب، بهجای زمینهساز رقابتهای تنشآفرین، به محور صلح و همزیستی تبدیل شود، باید صدای همکاری در رسانهها تقویت شود، صدایی که نشان دهد هیچ ملتی در بحران آب برنده نخواهد بود، اما همه میتوانند در مدیریت پایدار آن شریک شوند.
- نویسنده : فاطمه لطیفی
- منبع خبر : پایگاه خبری رهنگاران











































































